جعبه ساز | www.boxmaker.ir
تاریخ انتشار: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
انتخابات شهرداری‌ها و پیامدهای آن برای فرانسه و کشورهای اروپایی

بحران اقتصادی مالی اروپا، دولت‌های حاکم در اروپا صرف‌نظر از چپ و راست را دچار مشکلات عدیده نموده و در برابر توده‌های مردم قرار داده است؛ سقوط ۱۲ دولت در اتحادیه‌ی اروپایی ۲۸کشوری طی دو سال اخیر بیانگر اهمیت این موضوع است.

Print Friendly, PDF & Email

شکست سوسیالیست‌های حاکم در انتخابات ۳۰ مارس ۲۰۱۴ شهرداری‌ها بازتاب بسیار زیادی در محافل سیاسی فرانسه و در سطح کشورهای اروپایی داشت. نامزدهای سوسیالیست، در دور دوم انتخابات، در برابر دست‌راستی‌های محافظه‌کار، که در جایگاه اپوزیسیون قرار دارند، شکست خوردند و بسیاری از کرسی‌ها را در شهرهای بزرگ و کوچک به رقبای خود واگذار کردند. انتخابات شهرداری‌های در سنت سیاسی فرانسه همواره معنای خاصی دارد و می‌تواند نویدگر شکست‌های دیگر در انتخابات محلی، مجلس و ریاست‌جمهوری باشد.

نتایج این انتخابات برای سوسیالیست‌ها بسیار تکان‌دهنده است. انتخابات ترازی برای سنجیدن وزن هر یک از احزاب و جناح‌های سیاسی است. احزاب و جناح‌های سیاسی انتخابات را به‌منزله‌ی فرصتی برای کسب قدرت و شهروندان انتخابات را کارزاری می‌بینند که باید با دولت و جناح‌های سیاسی و احزاب بزرگ تسویه‌حساب کنند. چنانچه حزب یا دولتی نتوانسته باشد به وعده‌های انتخاباتی خود وفا کند، با واکنش سریع رأی‌دهندگان مواجه می‌شود و معمولاً دولت حاکم با بیشترین و منفی‌ترین واکنش‌ها مواجه می‌شود؛ زیرا قدرت و کابینه را در دست دارد و باید جواب‌گوی انتظارات مردم باشد. انتخابات اخیر شهرداری‌ها در فرانسه نیز از این قاعده مستثنی نبود.

نامزدهای انتخابات شهرداری‌ها برای مردم فرانسه بسیار ملموس هستند؛ آن‌ها در کنار مردم هستند و نامزدهای شرکت‌کننده رابطه‌ی نزدیک‌تری با مردم نسبت به انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری دارند. دور دوم انتخابات شهرداری‌ها در فرانسه، که در اصلهمانند رفراندمی برای تأیید صلاحیت کارنامه‌ی رئیس‌جمهور این کشور محسوب می‌شد، در حالی در ۳۰ مارس ۲۰۱۴ برگزار شد که حزب اولاند شکست سنگینی را تجربه کرد. نتیجه‌ی انتخابات شهرداری‌ها نشان می‌دهد که حزب سوسیالیست به رهبری فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور این کشور، فقط ۴۲ درصد آرا را به دست آورد؛ درحالی‌که اصلی‌ترین حزب مخالف دولت با ۴۹ درصد برنده‌ی این انتخابات شده است.[۱]

نامزدهای سوسیالیست نتوانستند در برابر رقبای دست‌راستی ونئوگلیست خود مقاومت به خرج دهند و نتایج انتخابات شهرداری‌ها با شکست جناح چپ و دولت فرانسه به پایان رسید و جناح چپ کنترل چندین شهر بزرگ را به جناح راست واگذار کردند. البته مهم‌ترین پست، که مقام شهرداری پاریس است، توسط خانم هیدالگو از حزب سوسیالیست با کسب بیش از ۵۴ درصد آرا به دست آمد و وی به‌عنوان نخستین زن شهردار پاریس انتخاب شد. شهردار پاریس به طور سنتی از یک موقعیت بالای سیاسی برخوردار است و قبلاً ژاک شیراک، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر پیشین فرانسه، شهردار پاریس بوده است.

بزرگ‌ترین بازنده‌ی انتخابات اخیر نخست‌وزیر این کشور بود. ژان مارک ایرو، نخست‌وزیر فرانسه، به شکست دولت سوسیالیست فرانسه درانتخابات شوراها اذعان کرد. وی طیاظهاراتی عقب رانده شدن سوسیالیست‌ها را در جریان انتخابات شوراها وشهرداری‌ها شکست دولت خواند و اعلام کرد که این پیام روشن کاملاً شنیدهشده است. وی گفت: این انتخابات بی‌اعتمادی افرادی را نشان داد که پیش‌تر در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۲ میلادی به ما اعتماد کرده بودند.[۲] در پی این شکست معنی‌دار،مسئله‌ی ترمیم کابینه را که پیش‌تر احتمال آن مطرح شده بود، غیرقابل اجتنابشد و کابینه‌ی فرانسه سقوط کرد.

در انتخابات اخیر، حزب سوسیالیست حاکم در ۱۵۰ شهر نتیجه‌ی رقابت را به حزب رقیب، یعنی یو ام پی، واگذار کردند. در همینحال، حزب سوسیالیست در شرایطی شکست انتخاباتی را پذیرفت که بیش از ۳۸٫۵ درصدفرانسوی‌ها از حضور در پای صندوق‌های رأی خودداری کردند[۳] که رقمی بی‌سابقه محسوب می‌شود. تعداد زیاد غایبین به یک معنی نارضایتی شهروندان فرانسوی از اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی کشور است. این در حالی است که، حزب راست افراطی جبهه‌ی ملی،به رهبری مارین لوپن، نیز توانسته است در شهرهای کوچک موفقیت زیادی به دستآورد و ۹ درصد آرا را از آن خود کند. این بزرگ‌ترین پیروزی این حزب درتاریخ تشکیل آن است.[۴] اولین اثر نتیجه‌ی این انتخابات بر کابینه‌ی دولت اولاند خود را خیلی زود نشانداد و نخست‌وزیر فرانسه مجبور به استعفا شد و وزیر کشور فرانسه، مانوئل والس، مأمور تشکیلکابینه‌ی جدید شد.

دلایل شکست سوسیالیست‌ها

۱. نارضایتی مردم فرانسه

دلایل زیادی موجب شکست سوسیالیست‌ها شد. از دلایل اصلی شکست اولاند در انتخابات شهرداری‌ها بیشتر از هر چیز نارضایتی مردم فرانسه از عملکرد اقتصادیدولت سوسیالیست بود که به‌صورت واکنش منفی به نامزدهای سوسیالیست در انتخابات شهرداری‌ها خود را نشان داد. مردم به‌خصوص اقشار ضعیف انتظار بهبود وضعیت اقتصادی و رفاهی‌شان را داشتند؛ درحالی‌که دولت سوسیالیست حاکم نتوانست انتظارات آن‌ها را برآورده کند و مردم نیز مجدداً به آن رأی ندادند. بیکاری بالای ده درصد، کسریبودجه‌ی نگران‌کننده و ادامه‌ی مشکلات اقتصادی بخشی از کارنامه‌ی اقتصادی اولاند پس از دو سال ورود به کاخ الیزه است. نکته‌ی جالب آنکه دولت نیکولا سارکوزی،رئیس‌جمهور سابق فرانسه، به همین دلایل اقتصادی تنها ۵ سال بیشتر دوام نیافتو امروز همان تبعات اقتصادی دولت اولاند را نیز با این شکست سیاسی بزرگروبه‌رو کرده است.

۲٫  تأثیر مسائل اقتصادی بر شکست سوسیالیست‌ها

بحران اقتصادی و پولی مزمن فرانسه، که متأثر از بحران اقتصادی اروپاست، از مهم‌ترین مسائل در جامعه‌ی فرانسه و در کشورهای اروپایی است. شکست سوسیالیست‌های فرانسه در انتخابات اخیر، به خاطر مشکلات اقتصادی و پولی و معضلات اجتماعی، هراس زیادی در بین محافل قدرت و سیاست در کشورهای اروپایی ایجاد نموده و آن‌ها را به چاره‌اندیشی واداشته است.

در جریان این انتخابات، موضوعات داخلی کشور از جمله کاهش رشد اقتصادی، افزایش بیکاری و بالا رفتن هزینه‌های زندگی، کاهش قدرت خرید مردم و محدودتر شدن امکانات رفاهی و معیشتی، از بین رفتن بسیاری از فرصت‌های شغلی، به‌ویژه ظرف ماه‌های اخیر، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار شد و دولت ژان مارک ایرو، نخست‌وزیر برگزیده‌ی اولاند و شخص ویرا شدیداً مورد انتقاد قرار داد. مردم انتظاراتی در زمینه‌های رفاه اجتماعی و بیمه‌های تأمین اجتماعی داشتند و مایل بودند از وضعیت زندگی بهتری برخوردار شوند. این امر انگیزه‌ای شد تا قشرهای ضعیف و طبقات متوسط به پایین و بسیاری از کسانی که برای شرکت در انتخابات مردد بودند، در انتخابات شرکت نکنند. کاهش مداوم محبوبیت مردمی فرانسوا اولاند در نظرسنجی‌های متعدد، که از همان سال اول انتخاب شروع شد و نهایتاً به کمتر از ۳۰ درصد رسید که بی‌سابقه بود، در شکست سوسیالیست‌های حاکم تأثیر داشته است.

فرانسوا اولاند برنامه‌ی احیای اقتصادی را با هدف اشتغال جوانان به‌عنوان اصلی‌ترین برنامه‌ی اقتصادی خود در دستور کار قرار داد؛ ولی در عمل موافقت چندانی نداشت. شکست سوسیالیست‌ها در حالی رقم خورد که در اکثر کشورهای اروپایی راست‌گراها حاکم هستند و لذا به‌نظر می‌رسد انتخابات اخیر تا اندازه‌ای برای اروپا سرنوشت‌ساز است. شکست جناح اولاند با شدت گرفتن گرایش‌های افراطی، اعم از چپ و راست، در بسیاری از کشورهای اروپایی هم‌زمان شد و این امر نشان می‌دهد در شرایط بحران‌های اقتصادی اجتماعی زمینه برای رشد گرایشات افراطی آماده می‌شود و این خود زمینه‌ای برای افزایش نگرانی در سایر کشورهای اروپایی است. پیام راهبردی انتخابات شهرداری‌ها در فرانسه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های اقتصادی اتحادیه‌ی اروپا و جهان غرب این استکه بحران اقتصادی در منطقه‌ی یورو ریشه‌ای و بسیار جدی است.

نارضایتی‌های اقتصادی امروز دولت‌های اروپایی‌ها را یکی پس از دیگری قربانی می‌کند وعلائم بهبودی اقتصاد اروپا نیز چندان امیدوارکننده نیست. چنانچهرئیس لیبرال‌های پارلمان اروپا، با اشاره به مدیریت بد بحران از طرف احزابمهم اروپایی، اخیراً اذعان کرده است: بحران اقتصادی در این اتحادیه هنوز تمامنشده است و همچنان در رکود قرار داریم. گوی هوورف اشتادت، رئیسفراکسیون لیبرال‌ها در پارلمان اروپا در گفت‌وگو با روزنامه‌ی آلمانی«دی ولت» خاطر نشان کرد که احزاب دموکرات مسیحی و سوسیالیست‌ها بحراناقتصادی در این اتحادیه را بد مدیریت کردند. ما در رکود اقتصادی قرارداریم. بحران اقتصادی هنوز تمام نشده است. شهروندان اروپایی این بحران رااحساس می‌کنند و خواهان اصلاحات هستند.[۵]

بحران اقتصادی مالی اروپا، که دولت‌های حاکم در اروپا صرف‌نظر از چپ و راست را دچار مشکلات عدیده کرد و در برابر توده‌های مردم قرار داد؛ سقوط ۱۲ دولت در اتحادیه‌ی اروپایی ۲۸کشوری طی دو سال اخیر بیانگر اهمیت این موضوع است.

عملکرد ضعیف آقای اولاند در مقام ریاست‌جمهوری موضوعی است که بسیاری محافل سیاسی و مطبوعات فرانسه به آن می‌پردازند. نظرسنجی‌ها حاکی است که آقای اولاند در حال حاضر نامحبوب‌ترین رئیس‌جمهور طی یک نسلاخیر است. یک نظرسنجی تازه نشان می‌دهد که حدود ۲۵ درصد مردم به او اعتماددارند. از وقتی که سوسیالیست‌ها در سال ۲۰۱۲ با فرانسوا اولاند وارد کاخ الیزهشدند، این اولین انتخابات شهرداری‌هاست، انتخاباتی که به‌واسطه‌ی بیکاری ده‌درصدی و وضعیت فعلی اقتصادی فرانسه تبعات منفی برای آن‌ها به دنبال خواهد داشت. شکست سوسیالیست‌ها در انتخابات اخیر نشان می‌دهد که در شرایط دشواری اقتصادی پولی، که قاره‌ی اروپا از چند سال پیش با آن مواجه است، به‌خصوص از زمان بحران پولی، که از یونان در آوریل ۲۰۱۰ شروع شد، توده‌های مردم بیشتر از هر چیز دل‌مشغول گذران زندگی روزمره‌ی خود هستند و به خط‌مشی رأی می‌دهند که ظاهراً بتواند به دغدغه‌های اساسی آن‌ها پاسخ دهد. توده‌ها به تفکرات بورژوازی و لیبرالیستی در شرایط سخت اقتصادی رأی منفی می‌دهند.

به طور کلی، دست‌چپی‌ها یا سوسیالیست‌ها، بر نزدیکی بیشتر بر توده‌های مردم و کارگران تأکید می‌کنند. در زمان پیروزی اولاند در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲ هم عملاً این قضیه نمود پیدا کرد. در عرف سیاسی فرانسه، دولت حاکم صرف‌نظر از اینکه دست‌راستی و محافظه‌کار باشد یا دست‌چپی و سوسیالیست، مسئول مشکلاتی است که در جامعه وجود دارد. ویژگی دولت اولاند این است که طی این مدت دو سال حزب او هم ریاست‌جمهوری را در اختیار داشت، هم نخست‌وزیری، همچنین اکثریت مجلس ملی را در اختیار خود داشت. بنابراین مردم هرگونه کاستی و مشکلی می‌دیدند، آن را پای این حزب می‌گذاشتند.

تغییرات اساسی بعد از شکست

فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهوری فرانسه،یک‌روز پس از شکست در انتخابات شهرداری‌ها، با پذیرش استعفای دولت اینکشور، مانوئل والس، وزیر کشور ۵۱ساله را به‌عنوان نخست‌وزیر جدید فرانسه معرفی کرد. مجله‌ی اکونومیست از مانوئل والس به‌عنوان «سارکوزی سوسیالیست‌ها» نام برده است که اشاره‌ی آن به رئیس‌جمهور شدننیکلا سارکوزی است، در زمانی که وزیر کشور فرانسه بود.[۶] ژان مارک ایرو، نخست‌وزیر فرانسه، همراه با اعضای کابینه‌اش، روز دوشنبه، از سمت‌های خود استعفاء دادند. استعفای دولت ۲۴ ساعت پس از شکستسوسالیست‌ها در انتخابات شهرداری‌ها رخ داد و به دنبال آن فرانسوا اولاند،رئیس‌جمهوری، تصمیم به ایجاد تغییرات اساسی در دولت گرفت. اولاند در واکنش به نتیجه‌ی انتخابات ۳۰ مارس تصمیم گرفت که نخست‌وزیر خود را قربانی کند و امیدوار است تابا ایجاد تغییرات سازمانی در دولت، از میزان نارضایتی‌ها بکاهد.

در انتخابات شهرداری‌ها، که نخستین انتخابات بزرگ پس از پیروزی اولاند در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۲ بود، هر دو حزب راست افراطی وحزب محافظه‌کار و دست‌راستی اپوزیسیون، موفقیت‌های بزرگی به دست آوردند. معمولاً احزاب افراطی در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی رشد کرده و به پیروزی می‌رسند. حزب راست افراطی «جبهه‌ی ملی» به رهبری خانم مارین لوپن نوه‌ی رهبر این حزب، ژان ماری لوپن، موفق شد کنترل ۱۱ شهر رابه دست گیرد و بیش از هزار و ۲۰۰ کرسی شهرداری‌ها را از آن خود کند. حزب اپوزیسیون «اتحاد برای جنبش مردمی» حزب نیکلا سارکوزی، رئیس‌جمهوریپیشین، نیز توانست در این انتخابات شماری از شهرهای اصلی را در دایره‌ی کنترلخود بگیرد. لوپن پس از اعلام نتایج انتخابات گفت: روشن است که ما در حال وارد شدن بهمرحله‌ی جدیدی هستیم، انحصار دو حزب بر سیاست‌های فرانسه در حال شکسته شدن استو ما از این پس نیروی سوم خواهیم بود. انتخابات شهرداری‌ها در حالی برگزار شد که حدود سی‌وهشت درصد از رأی‌دهندگان ازحضور در پای صندوق‌های رأی امتناع کردند که این در جمهوری پنجم فرانسه بی‌سابقه بوده است. بدین‌ترتیب، درخواست دولت فرانسه برای حضورگسترده در انتخابات مورد بی‌توجهی شهروندان قرار گرفت. نتایج این انتخابات، چه در سطح ملی و چه در سطحمحلی، به منزله‌ی شکست دولت و اکثریت حاکم است. با این شکست، فرانسوا اولاند مجبور به انجام اقداماتی است و ضمن خانه‌تکانی در کابینه، باید راه‌حل‌هایی برای وضعیت دشوار اقتصادی فرانسه و بهبود شرایط طبقات کارگر و اقشار ضعیف فرانسه به عمل آورد. غیر از این، پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۷ بسیار سخت خواهد بود.

سوسیالیست‌ها چه واکنشی خواهند داشت؟

شکست سوسیالیست‌های فرانسه در انتخابات شهرداری‌ها، که اخیراً برگزار شد، می‌تواند پیامدهایی برای کل اروپا داشته باشد؛ زیرا با توجه به چالش‌های زیادی که طی دو سال گذشته در سطوح اقتصادی اجتماعی اروپا به وجود آمده است و با توجه به بحران نفس‌گیر یورو، قطعاً شکست سوسیالیست‌ها در فرانسه می‌تواند تغییرات زیادی در سیاست‌های اقتصادی پولی در فرانسه و در مقیاسی بزرگ‌تر در تمام حوزه‌ی یورو ۱۸کشوری و حتی اتحادیه‌ی اروپایی ۲۸کشوری به دنبال داشته باشد. با توجه به رکود و مشکلات اقتصادی گسترده در کشورهای مختلف اروپایی، که از سال ۲۰۰۸ همچنان باقی مانده است، شکست اولاند و تغییر در سیاست‌های فرانسه می‌تواند علامتی برای تغییر رویه در تمام اروپا باشد و در آینده‌ی نزدیک ایجاد تغییراتی در سیاست‌ها و برنامه‌های کاری دولت‌های اروپایی دور از ذهن نخواهد بود.

سوسیالیست‌های حاکم، که در ماه مه ۲۰۱۲ به دنبال شکست دست‌راستی‌های نئوگلیست قدرت را در دست گرفتند، امروز با شرایط دشواری مواجه هستند. فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور سوسیالیست، ترس آن دارد که به سرنوشت خلف خود نیکولا سارکوزی دچار شود و در انتخابات سال ۲۰۱۷ به دور دوم ریاست‌جمهوری خود نرسد. از طرفی دست‌راستی‌های محافظه‌کار از هم‌اکنون تمام تلاش خود را برای پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس نمایندگان سال ۲۰۱۷ بسیج کرده‌اند. مسابقه‌ی انتخاباتی از هم‌اکنون شروع شده و نتایج انتخابات شهرداری‌های اخیر اولین آزمون آن برای دو طرف بوده است. آزمونی که موقعیت سوسیالیست‌های حاکم را متزلزل کرده و اعتماد به نفس نئوگلیست‌ها را افزایش داده است.

به نظر می‌رسد دولت اولاند به دنبال استفاده از مالیات و قدرت دولت در جهت افزایش رشد اقتصادی و رونق تجاری خواهد بود، تا بتواند در بلندمدت به تراز مالی بهتری دست یابد. از طرفی، با توجه به رکود و مشکلات اقتصادی گسترده در کشورهای مختلف اروپایی، که در چند سال اخیر و بعد از بحران بانکی آمریکا در سال ۲۰۰۸ تشدید شده است، شکست حزب دست‌چپی فرانسوا اولاند و تغییر خط‌مشی اقتصادی مالی فرانسه، می‌تواند علامتی برای تغییر رویه در تمام کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپایی باشد و در چشم‌انداز آینده‌ی ما شاهد تغییر و تحولاتی در برنامه‌های اقتصادی دولت‌های اروپایی خواهیم بود.

رأی‌گیری روز ۳۰ مارس یک هفته پس از آن برگزار شد که نرخ بیکاری در فرانسهبه رکورد جدیدی دست یافت و شمارش معکوس برای شکست حزب سوسیالیست رقم زده شد. رئیس‌جمهوری فرانسه به دلیل مشکلات اقتصادی و سیاست‌های داخلی خود با پایین‌ترین میزان محبوبیت روبه‌روست و انتظار می‌رود که حزب راست‌گرای یو ام پیدر انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری آینده به موفقیت دست یابد. این دو انتخاباتقرار است در سال ۲۰۱۷ میلادی برگزار شوند و چشم‌انداز این انتخابات از هم‌اکنون تبدیل به کابوسی برای سوسیالیست‌های حاکم شده است. از طرفی، بعد از شکست سارکوزی نئوگلیست و دست‌راستی در انتخابات ریاست‌جمهوری ماه مه ۲۰۱۲ و واگذاری کاخ الیزه به فرانسوا اولاند سوسیالیست، تکرار ریاست‌جمهوری یک‌نوبته می‌تواند عادی جلوه کند و این چشم‌انداز واگذاری قدرت برای سوسیالیست‌های حاکم، که ۱۷ سال بعد از فرانسوا میتران قدرت را در دست گرفته و به الیزه راه یافتند، بسیار دشوار خواهد بود.

در بعد بین‌المللی، انتخابات شهرداری‌های فرانسه نشان داد که توده‌ها نقش مهمی در روند امور و موقعیت جناح و احزاب عمده دارند. واکنش توده‌های و اقشار ضعیف فرانسه یادآور واکنش جنبش وال استریت و ضدسرمایه‌داری در چند سال گذشته در آمریکاست؛ جنبشی که به مدت چند ماه در شهرهای بزرگ آمریکا ادامه داشت و ناآرامی‌های زیادی در سطح اجتماعی و سیاسی به وجود آورد. از طرفی، به‌نظر می‌رسد هنوز علی‌رغم برخی علائم مثبت رونق اقتصادی، کشورهای غربی همچنان با مشکلات اقتصادی و مالی و بحران بدهی‌های خارجی مواجه هستند و شرایط برای مردم عادی بهبود نیافته است. این وضعیت در اکثر کشورهای اروپایی وجود دارد و دولت‌های حاکم مراقب و نگران واکنش مردم در پای صندوق‌های رأی هستند.

از طرفی، نتیجه‌ی انتخابات فرانسه نشان می‌دهد که مردم خواستار تغییراتی در سطح سیاسی کشور خود هستند و مایل‌اند جناح‌ها و احزاب جدیدی به ساختار سیاسی کشور وارد شوند. مردم از مشاهده‌ی برخی شخصیت‌ها و احزاب کلاسیک و سنتی چپ و راست خسته شده‌اند و طرفدار دمیدن روح جدید و خون جدیدی در کالبد سیاسی کشور هستند. این وضعیت را ما امروز در کشورهای اروپایی، از جمله انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، یونان، هلند و…، می‌بینیم و این کشورها شاهد حضور احزاب و جریانات جدید سیاسی و تضعیف موقعیت احزاب سنتی و قدیمی هستند. ادامه‌ی این روند در سال‌های آینده می‌تواند نسل جدیدی از دولتمردان و سیاستمداران را به وجود آورد که با نسل‌های قبلی تفاوت‌هایی خواهند داشت.(*)

منابع:

[۱] Le Monde, Paris, 31 mars 2014.

[۲] Le Figaro, Paris, 31 mars 2014.

[۳] http://www.linternaute.com/elections-municipales/

[۴] http://www.francetvinfo.fr/elections/municipales/

[۵] Liberation, Paris, 24 mars 2014.

[۶] The Economist, London, 1 april 2014.

* دکتر سعید خالوزاده؛ استاد دانشگاه و تحلیل‌گر ارشد مطالعات اروپا

منبع :‌ پایگاه تحلیلی تبیینی برهان

Print Friendly, PDF & Email
امکان درج نظر مسدود شده است. از صفحۀ تماس با ما استفاده نمایید.
پربازدیدترین ها
اخبار شهرداریها
لمون پرس