جعبه ساز | www.boxmaker.ir
تاریخ انتشار: ۵ اسفند ۱۳۹۲
2
شهرداری‌ها در پیچ و خم « روزمرگی»

«تصمیم» عبارت است از تظاهر یک جانبه اراده که دارای قدرت الزام است. «تصمیم گیرنده» نیز شخصی است که وظیفه اخذ و اجرای تصمیمات مربوط به عمل را بر عهده دارد.

«تصمیم گیرنده» خواه جمع باشد یا فرد، باید به اندازه کافی جسور، نوآور و مبتکر و برای دنبال کردن هدف کافی پیگیر باشد. بنابراین «تصمیم‌ گیرنده» برای نیل به اهداف خود در انتخاب اولویت‌ها از بین امکانات، راه‌ها و شقوق مختلف باید تلاش کند. به همین دلیل «تصمیم‌گیری» یک جریان فکری است که تصمیم گیرنده، انجام یک عمل را با در نظر گرفتن تمام جوانب بر می‌گزیند.

میان فعالیت‌های متعدد فرد مسئول، عالی‌ترین فعالیتی که وظایف او را موجه می‌کند و بر مقاصدش جامه‌عمل می‌پوشاند «تصمیم» است که متضمن انتخاب است. وقتی سیاستمداری که در صدد انتخاب بر می‌آید، به این نکته که انتخابش به پاره‌ای از امکانات محدود می‌شود، واقف است. بنابراین استخوان‌بندی «تصمیم» چنین ترسیم می‌شود که با توجه به هدفی که گیرنده تصمیم برای خود مشخص می‌کند، چه رابطه‌ای بین ارزش موضوع و میزان درگیری با خطر وجود دارد؟ و چه تناسبی بین مقاصدی که دنبال می‌شود و وسایلی که در اختیار است وجود دارد؟ بنابراین هر تصمیمی که بخت نیل به نتیجه مطلوب را داشته باشد، معقول است. اما برای این کار، تصمیم‌گیرنده نخست باید از اوضاع و احوال به خوبی سر درآورده و موقعیت را با توجه به اطلاعات موثق به درستی ارزیابی کند. زیرا آنچه که تصمیم‌گیرنده را با شکست مواجه می‌کند، غلو در نیروهای خودی و کوچک‌ شمردن رقیب است.
    تصمیم‌سازی و برنامه‌ریزی
نظام تصمیم‌سازی در هر کشوری، مهم‌ترین نقش را در تنظیم فرآیند برنامه‌ریزی و فراهم‌کردن ابزار برای اجرای انواع برنامه‌ها بر عهده دارد. این نظام باید بتواند با استفاده صحیح از ابزارهای نهادی، قانونی، مالی و پژوهشی زمینه برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری پویا را فراهم کند. هر چند که در سازماندهی نظام تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی کشورها، عوامل گسترده و مختلفی نظیر ویژگی‌های نظام اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی- اداری دخالت دارند و توجه به این ویژگی‌ها لازمه ایجاد نظامی کارا و هماهنگ با سایر ارکان نظام است، اما توجه به اصول نظری برای برنامه‌ریزی علمی امری اجتناب ناپذیر است. به‌نظر می رسد نحوه نگرش به نظام تصمیم‌گیری و توجه کردن به ویژگی‌هایی که فرآیند برنامه‌ریزی باید از آن برخوردار باشند، می‌تواند تاثیر بسزایی در برطرف کردن تنگناها و نارسایی‌های نظام تصمیم‌گیری داشته باشد.
    اداره مطلوب شهر
در همین چارچوب، نظام‌ مدیریت‌ شهری‌ با هدف‌ اداره‌ مطلوب‌ امور شهر، سعی‌ دارد روابط‌ میان‌ عناصر شهری‌ را هماهنگ‌ کند. اما  به‌دلیل‌ گستردگی‌ و میان‌ رشته‌ای‌ بودن‌ نظام مدیریت‌ شهری‌ به‌مثابه‌ یک‌ نظام باز، عوامل‌ مختلفی‌ در آن‌ دخالت‌ دارند که بدون‌ شناخت‌ این‌ سیستم‌ نمی‌توان‌ عناصر و روابط‌ را برای اهداف‌ آن‌ تغییر شکل‌ داد. زیرا هنر برنامه‌ریزی، شناخت‌ عناصر نظام و ایجاد روابط‌ میان آن‌ عناصر است، به‌نحوی‌ که‌ این‌ مجموعه‌ عناصر در جهت‌ هدف‌ سیستم‌ عمل‌ کنند. ‌هدف‌ نظام مدیریت‌ شهری‌ به‌مثابه‌ جزئی‌ از نظام حکومتی، اداره‌ امور شهرهاست. نقشی‌ که‌ دولت‌ برای‌ این‌ سیستم‌ قایل‌ می‌شود، تعریف‌ این‌ هدف‌ را روشن‌ می‌کند. این‌ تعریف، هرچه‌ باشد، هدف‌ مدیریت‌ شهری‌ برای اهداف‌ ملی‌ است و با آن‌ همسوست‌. به‌همین‌ دلیل‌ برنامه‌های‌ این‌ نظام برای‌ ساماندهی‌ امور شهر، به‌طور کلی‌ در چارچوب‌ برنامه‌های‌ کلان‌ و قوانین‌ جاری‌ کشور تدوین‌ می‌شود و اقدامات‌ این‌ نظام، ناقض‌ مقررات‌ قانونی‌ کشور نیست. براین‌ اساس، کارآیی‌ مدیریت‌ شهری‌ وابستگی‌ مشخصی‌ به‌ عوامل‌ زمینه‌ای‌ از قبیل‌ ثبات‌ سیاسی، یکپارچگی‌ اجتماعی‌ و رونق‌ اقتصادی‌ و نیز عوامل‌ دیگری‌ از قبیل‌ مهارت‌ و انگیزه‌های‌ سیاستمداران‌ و اشخاص‌ استفاده‌کننده‌ از این‌ سیاست‌ها دارد. تحت‌ این‌ شرایط‌ چارچوب‌ و ویژگی‌های‌ سازمانی‌ حکومت‌ و مدیریت‌ شهری‌ به‌ویژه‌ نقش‌ اجرایی‌ بخش‌ دولتی‌ و عمومی‌ در آن، تاثیر بسیار تعیین‌کننده‌ای‌ در موفقیت‌ آن‌ ایفا می‌کند.
    وظایف نظام مدیریت شهری
نظام مدیریت‌ شهری‌ بنا به‌ تعریف‌ و به ‌لحاظ‌ وظایف‌ عملی‌ خود، موظف‌ به‌ برنامه‌ریزی‌ توسعه‌ و عمران‌ شهری‌ و اجرای‌ برنامه‌های‌ مربوطه‌ است. انجام‌ این‌ وظایف‌ تعیین‌کننده‌ هویت‌ برنامه‌ریزی‌ اجرایی‌ برای‌ آن‌ است. در واقع‌ مدیریت‌ شهری‌ در قالب‌ نظام‌ برنامه‌ریزی‌ اقتصادی، اجتماعی‌ و قضایی‌ حاکم‌ بر کشور، اقدام‌ به‌ تهیه‌ برنامه‌های‌ توسعه‌ شهری‌ می‌کند و سپس‌ آن‌ برنامه‌ را در چارچوب‌ نظام‌ اداری‌ – اجرایی‌ حاکم، به‌ پروژه ‌های‌ عملیاتی‌ تبدیل‌ می‌کند. در جهان‌ ۳ نظام‌ شهرداری‌ شناخته‌ شده‌ است. نوع‌ اول‌ (شورا – شهردار) است‌ که‌ بهترین‌ نظام محسوب‌ می‌شود. در این‌ شیوه مردم‌، عده‌ای‌ را به‌نمایندگی‌ شورای انتخاب‌ می‌کنند و شورا شخص‌ واجد شرایط‌ را به‌عنوان‌ شهردار استخدام‌ می‌کند.

نوع‌ دوم‌ نظام (شهردار – شورا ‌ شهر) است. در این‌ شیوه شهردار و اعضای‌ شورا را جداگانه‌ انتخاب‌ می‌کنند. شهردار ریاست‌ شورا  را به‌عهده‌ می‌گیرد و لزوماً‌ دارای‌ تخصص‌ نیست. نوع‌ سوم‌ نظام (شورایی‌ مطلق) است‌ که‌ اعضای‌ شورا هرکدام‌ مسئول‌ قسمتی‌ از کارهای‌ شهرداری‌ هستند، با یکدیگر جلسات‌ مشورتی‌ دارند و درباره‌ امور با اکثریت‌ آرای اتخاذ تصمیم‌ می‌کنند. در این‌ نظام، معمولاً‌ یکی‌ از اعضای‌ شورا به‌ عنوان‌ عضو ارشد برای‌ اداره‌ امور جلسات‌ شورا انتخاب‌ می‌شود و در بعضی‌ از موارد در نقش‌ شهردار و رئیس‌ انجمن‌ شهر انجام‌ وظیفه‌ می‌کند. در نظام شهرداری، مدیریت‌ شهردار با اختیارات‌ کم، متوسط‌ و وسیع مشخص می شود که در بیشتر کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ از جمله‌ ایران، شهردار اختیارات‌ کمی‌ دارد. معمولاً‌ حکومت‌ مرکزی‌ نقش‌ اساسی‌ را در مدیریت‌ شهری‌ ایفا می کند و شهر را مانند یکی‌ از اداره‌ها یا وزارتخانه‌ تابعه خود‌ در نظر می گیرد و مشارکت‌ مردم‌ در اداره‌ امور شهری‌ را به‌ حداقل‌ می‌رساند. در حالی‌ که‌ یک کشور برای‌ اداره‌ شهرهای‌ بزرگ‌ به‌ شهردار بااختیارات‌ وسیع‌ نیازمند است.

مدیریت‌ در یک‌ شهر معمولاً‌ نباید به‌ محدوده‌ خود شهر ختم‌ شود. بلکه‌ لازم‌ است‌ برای ایجاد تعادل‌ بین‌ میزان‌ نفوذ حکومت‌ مرکزی‌ و شهرداری‌ این‌ مدیریت‌ در یک‌ محدوده‌ وسیع‌تری‌ اعمال‌ شود. در این‌ نظام، استقلال‌ مالی‌ و اداری‌ شهر و شهرداری‌ برای‌ مدیریت‌ مطلوب‌ و کارآمد نیز ضروری‌ است. موفقیت‌ مدیریت‌ شهری‌ منوط‌ به‌ توجه‌ جدی‌ به‌ شناسایی‌ و تحلیل‌ عوامل‌ محیطی‌ و برون‌ سیستمی‌ و تاثیرات‌ آن‌ها دارد. مواردی همچون لزوم‌ هماهنگی‌ با توسعه‌ یافتگی‌ و ارتباط‌ متقابل‌ توسعه‌ انسانی، حضور عناصر منتخب‌ شهروندان‌ در سیستم یعنی ارتباط‌ مدیریت‌ شهری‌ با شهروندان‌ و مشارکت‌ آنان‌ در مدیریت‌ شهری‌ ایجاب‌ می‌کند که‌ عناصر تصمیم‌گیری‌ و سیاستگذاری‌ آن‌ به‌وسیله‌ شهروندان‌ انتخاب‌ و تعیین‌ شوند.

از این‌ طریق‌ هماهنگی‌ مدیریت‌ شهری‌ با خواسته‌های‌ شهروندان‌ به‌عنوان‌ موکلان‌ مستقیم‌ تضمین‌ شود. با توجه به روند تصمیم‌گیری در جامعه ما به‌ویژه میان سازمان‌ها و نهادهای گوناگون همچون شهرداری‌ها به‌نظر می‌رسد که پیچیدگی و هرج و مرج آشکار، دو ویژگی اساسی است که در سیستم تصمیم‌گیری موجود در آن‌ها نمود پیدا می‌کند. از جمله ویژگی‌های این دو ویژگی مذکور می‌توان به تعداد فراوان نهادها، نقش مهم بازیگران غیردولتی، ساختارهای هم پوشان و موازی نهادی، هم پوشانی اختیارات، مشکل عملیاتی‌سازی و فقدان ابزارهای لازم، اهمیت روابط شخصی و خانوادگی و نبود تقسیم کار روشن، اشاره کرد. به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین نارسایی‌های مشترک در میان نظام تصمیم گیری در سازمان‌های موجود در جامعه ما به‌ویژه شهرداری‌ها عبارتند از نبود تمایل به آینده‌نگری و گرایش به نتایج زودرس، جزئی‌نگری و تک‌بعدی شدن در تصمیم‌گیری، نارسایی اطلاعاتی و آماری در تصمیم‌گیری- گرایش به ساده‌انگاری و رفتن به دنبال راه‌حل‌های ساده و در نهایت نبود تمایل به اجرای آزمایشی تصمیم‌گیر ی‌ها و فقدان بازخورد در آن‌هاست.

قانون

امکان درج نظر مسدود شده است. از صفحۀ تماس با ما استفاده نمایید.
پربازدیدترین ها
اخبار شهرداریها
لمون پرس