جعبه ساز | www.boxmaker.ir
تاریخ انتشار: ۸ دی ۱۳۹۲
کسی حال شهید دکتر رفیعی را در زمان جانبازی نپرسید
 جمعي از اعضاي شوراي اسلامي شهر و مديران ارشد شهرداري قزوين شب گذشته با خانواده هاي شهيد علي رفيعي و جانباز شهيد محمود رفيعي ديدار و گفتگو کردند.کسي حال شهيد ...

 جمعی از اعضای شورای اسلامی شهر و مدیران ارشد شهرداری قزوین شب گذشته با خانواده های شهید علی رفیعی و جانباز شهید محمود رفیعی دیدار و گفتگو کردند.

کسی حال شهید دکتر رفیعی را در زمان جانبازی نپرسید


پدر شهید دکتر محمود رفیعی نیز گفت: شهید محمود بعد از جانبازی همیشه مریض بود و در کیف دستی اش همیشه دارو به همراه داشت گرچه برخی ها فکر می کردند پر از پول است.

فصیحی رامندی:

در دیدار با خانواده شهدا روحیه خدمت می گیرم

خانواده های شهدا سرمایه های نظام هستند


علی صادقی نیارکی، دیگر عضو شورای اسلامی شهر نیز با اشاره به این سخن امام خمینی(ره) که “ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد” گفت: امریکا به عنوان سردمدار استکبار جهانی از ملت ایران عصبانی است و مخالفتش هم ناشی از شهادت طلبی ملت ایران است. صادقی نیارکی افزود: خانواده های شهدا سرمایه های نظام هستند و هر وقت احساس می کنیم طاقتمان کم شده است به این سرمایه ها مراجعه می کنیم تا در مسیر خدمت گذاری و نوکری ملت ثابت قدم تر باشیم. ما نیاز به حضور در جمع گرم و صمیمی خانواده شهدا را داریم.


محمدرضا صدیقی یکی دیگر از فرماندهان جنگ و عضو شورای اسلامی شهر قزوین نیز گفت: در این خانه بوی شهادت و عرفان به چشم می خورد شهید محمود رفیعی تفکری ملکوتی داشت جایش در روی زمین نبود .

چگینی، عضو شورای شهر قزوین:

شنیدن سخنان خانواده شهدا از مصیبتهای بر آنان رفته بسیار دردآور است


احد چگینی، عضو شورای اسلامی شهر قزوین نیز گفت: شنیدن سخنان و درد دل خانواده شهدا از مصیبتهای بر آنان رفته بسیار دردآور است، اینکه بعد از شهادت می شنویم یک استاد دانشگاه در شرایط خاص جانبازی این همه مصیبت کشیده است بیشتر دردآور است آنان با این صبرشان درجاتشان را عالی کردند.

یکی از برکات دیدار با خانواده شهدا پیگیری مشکلات مردم است

حسین غیاثوند، دیگر عضو شورای اسلامی شهر نیز گفت: بغض در سخنان پدر شهید دکتر محمود رفیعی برایمان ناراحتی زیادی ایجاد کرد این غربت این شهید است.

خدمت خالصانه به مردم مقابله با جنگ نرم است


حسین صلح جو یکی دیگر از فرماندهای ۸ سال دفاع مقدس و عضو شورای اسلامی شهر نیز با شاره به سخنان مقام معظم رهبری که” ۸ سال دفاع مقدس گنج برای ماست و ما باید ذخایر آن را استخراج کنیم و به مردم معرفی کنیم” گفت : یکی از این گنج ها شهدا و خانواده های آنان هستند ما با حضور در منزل شهید با روحیات، منشف ایثار، فداکاری و ساده زیستی و…آنان آشنا می شویم و به عنوان الگو به جامعه معرفی می‌کنیم .

 ابراهیمی، مدیر عامل سازمان آرامستان های شهرداری:
 دکتر رفیعی همانند یک بسیجی خستگی را خسته کرده بود


غلامرضا ابراهیمی، مدیر عامل سازمان آرامستان های شهرداری قزوین و از دوستان شهید دکتر محمود رفیعی نیز در این دیدار گفت: متاسفانه در کشور ما بعد از شهادت و فوتشان می شناسیم بهتر است برنامه ریزی شود افرادی که خالصانه خدمت کرده اند در زمان زندگی شناخته شوند.

فدای فر، مدیر منطقه یک شهرداری قزوین:

ساده‌زیستی شهدا و خانواده ایشان الگوی مناسبی برای مسئولین است


کیومرث فدای فر، مدیر منطقه یک شهرداری قزوین نیز در این دیدار ساده‌زیستی شهدا و خانواده ایشان را الگوی مناسبی برای مسئولین عنوان کرد.


سعید قاسمی همرزم شهید :


 در هیاهوهای بحرا های سیاسی شهر، رفیقی را بسیار غریبانه تشییع کردیم و حقش ادا نشد. شهید محمود رفیعی آدم ویژه‌ای بود او بر نفس سوار بود به طوری که حتی روز شهادتش را نیز خودش تعیین کرد. ما در باورهایمان ان قدر چیزهای بیهوده وارد کرد‌ایم که نمی توانیم بسیاری از خصلت‌های شهیدان را باور کنیم مثل مکاشفات محمود رفیعی و یا بوی مزار شهید پلارک را. در حالی که این گونه مسائل حدافل چیزهایی است که از طرف شهیدان به ما نشان می دهند و من خوشحالم که در طول حیاتم افتخار داشتم تا با چنین انسان‌هایی همنشین شوم.

 

 


من در طول ده سال با ایشان دوست بودم و در ۲ سال آخر نیز با دکتر رفیعی اتاق محل کارمان در کنار یکدیگر بود و به همین دلیل دوستی مان نیز بیشتر شد.من هر چه درباره ایشان بگویم مثل این است که درباره عاشورا گفته‌ام.ایشان ذوب در ولایت و ذوب در اهل بیت و حضرت عباس(ع)‌بود.او شاعری توانا‌‍‌بود و حافظه ای بسیار قوی داشت به طوری که به راحتی می توانست برای هر مطلبی ده ها شعر را از شاعران مختلف بخواند.

محمد جواد رفیعی فرزند شهید محمود رفیعی:

نه فقط پدر من بلکه تمامی شهیدان خوب زندگی کردند و با اخلاق خوبشان بود که توانستند به این مقام برسند من در تمام این سال ها حتی یک بار اخم ایشان را ندیدم،بلند صحبت کردنشان را ندیدم حتی اگر مشکلی هم به وجود آمده بود ویا خسته بودند.ایشان بسیار شوخ طبع و شاد بودند و سعی می کردند تا همه را شاد نگه دارند.

 


اگر خیابانی رابه نام این شهید بکنند من حاضرم از ابتدا تا انتهای کوچه را جارو کنم.من برای سلامتی ایشان نذر روزه کره بودم شب عرفه که با ایشان تماس داشتم گفتم که می خواهم به نیت سلامتی شما ۴۰ روز را روزه بگیرم و ایشان گفتند که به شهدا قسمت می دهم که روزه هایت را ادامه نده من چیزی می بینم که این را می گویم.و فردای آن روز که عرفه بود ایشان به شهادت رسیدند.استاد رفیعی با قرآن و اهل بیت زندگی می کردند و با این دو نیز از دنیا رفتند و ما را در دنیای سرگردانی ها تنها گذاشتند.

 

صبح که برای رفتن به دانشگاه بیدارش کردم، حال و هوایش تفاوت پیدا کرده بود کمی تربت کربلا به او دادم و آرام تر شد.احساس می کردم که او را نمی شناسم و او فرد غریبه ای است دستش را گذاشته بود روی سینه‌اش و اطرافش را نگاه می کرد و لبخند می زد من جلوتر رفتم و به او گفتم چرا این طوری شده‌ای؟گفت من مثل هر روزم اما شما نگران شده‌ای.دوباره کمی که از او دور شدم دیدم که نگاهش به روبه‌ رو است و باز لبخند می زنداصرار کردم که به من بگوید که دارد چه اتفاقی می افتد گفت که بنشینم تا آمدم بنشینم دیدم که نفس هایش به شماره افتاد احیایش کردم برگشت و گفت که سینه‌ام می سوزد.به اورژانس اطلاع دادم اما تا این فاصله که تا اورژانس بیاید تمام کرد و به شهادت رسید.

پایان پیام

 

Print Friendly, PDF & Email
امکان درج نظر مسدود شده است. از صفحۀ تماس با ما استفاده نمایید.
پربازدیدترین ها
اخبار شهرداریها
لمون پرس