جعبه ساز | www.boxmaker.ir
تاریخ انتشار: ۶ آذر ۱۳۹۲
می‌خواهم زندگی کنم! / سالمندان را در یابیم…
به گزارش پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، خورشيد پاييزي از لابه‎لاي شاخسار چنارهاي بوستان، در كنار خطوط چهره‎ ‎اش، رگه‌هايي از نور نقش كرده است. كمي كه دقت مي‌كنم، برق ...
به گزارش پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، خورشید پاییزی از لابه‎لای شاخسار چنارهای بوستان، در کنار خطوط چهره‎ ‎اش، رگه‌هایی از نور نقش کرده است. کمی که دقت می‌کنم، برق اشک را نیز می‎بینم که از نهرهای چهره‌اش روان است. روپوشی سبک با گُل‌های ریز به تن دارد و یک کفش کتانی ساده به پا. گوشه نیمکتی که نشسته است، می‌نشینم: «مادرجان چیزی شده، کمکی از دست من ساخته است؟»


نگاهی بی‎اعتماد به من می‌اندازد و می‌گوید: «نه ممنون، چیزی نیست.»


می‌کوشم حرف را به جای دیگر بکشانم و پس از آن غیرمستقیم وارد شوم: «هرروز برای نرمش به این بوستان می‌آیید؟»


می‌گوید: «یک‌روز در میان می‎آیم برای پیاده‌روی. سن‌وسال زیادی از من گذشته است، ولی هنوز می‌توانم راه بروم و جز پیری، مشکل جسمی ندارم.»


«تنها زندگی می‌کنید؟»


به سراپایم با تردید نگاه می‌کند. وقتی می‌گویم برای تهیه گزارش برای روزنامه آمده‌ام، انگار کمی آسوده‌خاطر می‌شود که ادامه می‌دهد: «نه، ولی ایکاش تنها بودم!»


«چرا مادر؟»


«چون خیلی زخم‎زبان می‎زنند. زنده‎ام، ولی زندگی نمی‌کنم.» اشکش دوباره روان می‌شود. لحظاتی سکوت و سپس آهی عمیق و در ادامه، نمونه‎هایی از رفتارهای ناپسند عروس را بر زبان می‌آورد که گفتنش در این‌جا مناسب نیست. بعد خواهشی از من می‎کند که واکنشی جز شگقتی از من دریافت نمی‌دارد: «شما که در روزنامه کار می‌کنی، این امکان را داری مرا به خانه سالمندان ببری؟» ‏


وقتی سکوتم را می‌بیند، از جا بر می‎خیزد و رفته‌رفته از نظرم دور می‌شود. انگار از من ناامید شده باشد به سوی سرگذشتش می‌رود. به گونه‎ای راه می‎رود انگار هنوز دختر جوانی است. شاید برای همین، یاد دختری با کفش‌های کتانی می‌افتم؛(اقتباس از واقعیتی تلخ!) آیا او همان دختری است که اینک پیر شده است و حال تنها به جرم پیری باید مدام سرکوفت بخورد؟


سبد بدشگون


امروز نیز در برخی از خانواده‌ها آن سبد بدشگون بافته می‌شود، منتها نه با دست، بلکه در ذهن! شاید خوانده یا شنیده‌اید که در شرق دور، وقتی کودکی در می‌یابد پدرومادرش سبدی می‌بافند تا پدربزرگ را به جایی دور ببرند و‎ ‎رها کنند، به آنان می‌گوید: «وقتی پدربزرگ را دور ‌انداختید، سبد را دور نیندازند، شاید در آینده به کارم بیاید!»‏


در فرهنگ جامعه ما از دیرباز برای پیران، هم به سبب یک خویشاوندان گرامی و هم برای استفاده تجربه‌هایشان، جای ویژه‌ای گشوده شده است. اما در روزگار مدرن این نکوداشت همانند بسیاری از ارزش‌ها به فراموشی سپرده شده و جالب این‌که رفتار راندن پدر یا مادر از خود، توام با این نگرانی در افراد است که: «آینده ما چه خواهد شد و بچه‌‌هایمان با ما چه رفتاری خواهند داشت؟»‏


البته راندن افراد پیر به سمت خانه سالمندان گاه از سر ناگزیری است و در مواقعی نیز چه بهتر که جای زندگی پدر یا مادر پیر، همان خانه سالمندان باشد تا در خانه خود، ولی توام با بی‌احترامی و آزار و اذیت؛ زیرا به صرفِ پذیرش فیزیکی فرد پیر، بدون درک روح کودک وی، سالمند به جای احساس آرامش و آسایش، روحش زخم بر می‎دارد و وی برای التیام‌بخشی چاره‌ای جز مرهم نهادن بر زخم‌هایش در تنهایی ندارد. ‏


سالمندآزاری؛ پایمالی‎حقوق


پدیده سالمندگریزی و بدتر از آن سالمندآزاری، ناشناخته و یا استثنایی نیست و امروز به هر دلیلی بسیار رواج دارد. برای به ژرفارفتن این پدیده، بهترین گزینه رفتن به سراغ یک مددکار(فرزانه فخارزاده) است که خود از نزدیک با سالمندان سروکار روزانه و دائم دارد و با دغدغه‌های بغرنج‌شان آشناست: با توجه به این‌که جامعه ما به سمت سالخوردگی پیش می‎رود و سالمندی در جامعه ایرانی دارای ارزش والاست، شایسته است به نیازهای بنیادی سالمندان توجه شود. از مسائل بغرنج سالمندان که کمی از نظر دور می‎ماند، پدیده سالمندآزاری است که با تعریف سازمان بهداشت جهانی،‌ نقض حقوق انسانی است که به شکل غفلت، سلب اختیار، استثمار مالی و آزارهای جسمی/روانی پدیدار می‌شود.‏فخارزاده با بیان این که غفلت، شایع‎ترین نوع آزار سالمندان است، می‌افزاید: این کار با کُندشدنِ رساندن غذا و دارو و آب و دیگر خدمات و مراقبت‎های جسمی و روانی انجام می‌شود. به سخن دیگر خدماتی که برای سالمند بسیار ضروری و حیاتی است در حقش انجام نمی‌شود، حال چه به عمد و یا غیرعمد باشد. ‏


‏«بیشترین میزان شیوع سوءرفتار، مربوط به غفلت عاطفی است.»‏


این کارشناس مددکاری با بیان ‎بند بالا می‌گوید: سالمندآزاری پدیده‌ای است که برای درک و شناخت و تبیین‌اش نیاز به نگاهی کل‌نگر است. گرچه یک‌سوی این پدیده، سالمند آزاردیده و در سوی دیگر آزارگر قرار دارد، اما تقلیل‌دادن این پدیده به صرفا این دو، راهگشای یک شناخت همه‎سویه نخواهد بود. ‏


افزون بر نقش ویژگی‌های سالمند و سالمندآزار، چه خوب است که تاثیر روابط اجتماعی یا انزوا و یا عوامل ساختاری پنهان و یا نگرش‎های نادرست اجتماعی نیز بررسی شود.


این مددکار با یادآورشدن پژوهش‌های انجام‎پذیرفته از سوی برخی مراکز و کانون‌های مردمی می‌افزاید: در این پژ‍وهش‎ها روشن شده است که در جامعه ما غفلت‌های عاطفی، روانی، مالی و مراقبتی و طردکردگی و یا آزارهای جسمی و سوءرفتار‌های مالی و یا سلب اختیار، هشدار دهنده است. همه اینها نیز به نسبتی، رابطه معناداری با جنسیت، تحصیلات، شغل و درآمد، شمار فرزندان دارد.‏


فخارزاده درباره پیشگیری از سالمندآزاری و روش‌های‎ آن نیز توضیح می‌دهد: «پیشگیری از سالمندآزاری به معنای انجام ۳ کار است: گوش‎کردن به سخنان سالمند و مراقبان او؛ گفت‎گو وقتی که به سالمندآزاری مظنون هستیم؛ و سوم آموزش مردم در مورد این که چگونه می‎توانند سالمندآزاری را تشخیص دهند و برای بهبود زندگی آنان، راه‌های قانونی را بجویند.‏


فخازاده در برابر این پرسش که مراقب، چگونه می‎تواند از سالمندآزاری ناخودآگاه جلوگیری کند، پاسخ می‌دهد: اگر فردی از خواست‌‎ها و نیازهای سالمند خسته شده است، باید در پی راهکاری باشد که فرایند خستگی‌اش را پشت سر بگذارد. برای نمونه از دوستان و یا خویشان یاری جوید تا بتواند دست‌کم ۲ ساعت در روز استراحت کند.‏وی می‌افزاید: یا مثلا روش‌های کاهش استرس را به کار گیرد و به مراقبت‌های پزشکی و سلامت خود نیز اهمیت دهد و در صورتی که احساس می‌کند افسرده شده است و این روحیه‌اش منجر به آزار سالمند می‌شود، به مشاور مراجعه کند. در پایان می‎توان گفت توجه به هر ۳ مورد برای پیشگیری از سالمندآزاری لازم است. آگاه‌سازی و اطلاع‌رسانی گروه‌های جامعه باید به گونه‌ای مرتب از طریق سازمان‌های مرتبط و رسانه‌های جمعی صورت پذیرد و باید شناخت موارد سالمندآزاری و انجام پژوهش‎های میدانی با این موضوع و با تکیه بر آمارهای مستند، به برنامه‌ریزی‌های اجتماعی در این باره همت گماشته شود. ‏

Print Friendly, PDF & Email
امکان درج نظر مسدود شده است. از صفحۀ تماس با ما استفاده نمایید.
پربازدیدترین ها
اخبار شهرداریها
لمون پرس